تبلیغات
پاورقی - مرد میانسال و پلیس...

مرد میانسال و پلیس...

تاریخ:شنبه 6 آبان 1391-02:13 ب.ظ

مرد میانسالی وارد فروشگاه اتومبیل شد. ب ‌ام ‌و آخرین مدلی را دیده و پسندیده بود.

وجه را پرداخت و سوار بر اتومبیل تندروی خود شد و از فروشگاه بیرون آمد. 

قدری راند و از شتاب اتومبیل لذت برد.

وارد بزرگراه شد و قدری بر سرعت اتومبیل افزود.

پنجره اتومبیل را پایین داد تا باد به صورتش بخورد و لذّت بیشتری ببرد.

چند شاخ مو بر بالای سرش در تب و تاب بود و با حرکت باد به این سوی و آن سوی می‌رفت.

پای را بر پدال گاز فشرد و اتومبیل گویی پرنده‌ای بود رها شده از قفس.

سرعت به 160 کیلومتر در ساعت رسید. 

مرد به اوج هیجان رسیده بود. نگاهی به آینه انداخت.

دید اتومبیل پلیس به سرعت در پی او می‌آید و چراغ گردانش را روشن کرده و صدای آژیرش را نیز به اوج فلک رسانده است.

مرد اندکی مردد ماند که از سرعت بکاهد یا فرار را بر قرار ترجیح دهد. لختی اندیشید...

سپس برای آن که قدرت و سرعت اتومبیلش را بیازماید یا به رخ پلیس بکشد بر سرعتش افزود.

به 180 رسید و سپس 200 را پشت سر گذاشت، از 220 گذشت و به 240 رسید.

اتومبیل پلیس از نظر پنهان شد و او دانست که پلیس را مغلوب کرده است.

ناگهان به خود آمد و گفت:

" چم شده که تو این سن و سال با این سرعت میرونم؟ نگه دارم تا ببینم پلیس بهم چی میگه ... " 

از سرعتش کاست و سپس در کنار جاده منتظر ایستاد تا پلیس برسد.

اتومبیل پلیس آمد و پشت سرش توقف کرد... 

افسر پلیس به سوی او آمد، نگاهی به ساعتش انداخت و گفت:

"ده دقیقه دیگر وقت خدمتم تموم میشه . امروز جمعه ست و قصد دارم برای تعطیلات چند روزی رو به مرخصی برم.
سرعتت اونقدر بود که تا به حال ندیده بودم . مخصوصا اینكه به هشدار من هم توجهی نكردی و وقتی منو پشت سرت دیدی سرعتت رو بیشتر و بیشتر كرده و از دست پلیس فرار كردی.
تنها اگر دلیلی قانع‌کننده داشته باشی که چرا به این سرعت می‌روندی، میذارم بری "

مرد میانسال نگاهی به افسر کرد و گفت:

" می‌دونی، جناب سروان؛ سالها قبل زن من با یک افسر پلیس فرار کرد.
وقتی شما رو آژیر كشان پشت سرم دیدم تصور کردم داری اونو برمی‌گردونی !!! " 

افسر خندید و گفت: "روز خوبی داشته باشید، آقا! "

و برگشت سوار اتومبیلش شد و رفت...

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Do you get taller when you stretch?
جمعه 13 مرداد 1396 02:06 ب.ظ
Hiya! I know this is kinda off topic but I'd figured I'd ask.
Would you be interested in trading links or maybe guest authoring a blog post or vice-versa?
My blog covers a lot of the same subjects as yours and I feel we could
greatly benefit from each other. If you are interested feel free to shoot me
an email. I look forward to hearing from you! Terrific blog
by the way!
http://marilynlahman.jimdo.com/
یکشنبه 1 مرداد 1396 01:17 ق.ظ
Very nice post. I just stumbled upon your blog and wanted to mention that I've really enjoyed browsing your blog posts.
After all I will be subscribing on your rss feed and I hope you write again soon!
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 10:09 ق.ظ
Excellent article! We are linking to this great post on our site.

Keep up the great writing.
manicure
پنجشنبه 17 فروردین 1396 06:06 ب.ظ
Appreciation to my father who informed me concerning this website, this weblog is really awesome.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر